شیعه جعفری چرا و چگونه؟

0 1,490

شیعه جعفری چرا و چگونه؟

  1. پنج شنبه بیست و پنجم ماه شوال سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) است. امام همامی که رئیس مذهب تشییع نامیده شده و اساسا ما شیعه جعفری شمرده می شویم. سوال جدی که به ذهن متبادر می شود که چرا فی المثل از امام علی(ع) یا امام زمان(عج) به چنین عنوانی یاد نمی شوند. دوم اینکه چگونه می توان شیعه جعفری شد، بود و ماند؟
  2. واقعیت این است که به باورهای مسلم شیعی امامان ما نوری واحد هستند. آنچه ایشان را از هم جدا می کند، رسالت و عملکردی است که هر یک به فراخور شرایط عصر و زمانه خود و به مقتضیات زمان و مکانی، راهبردها و رویکردهای متمایزی را پیشه نمودند. نکته دوم اینکه تا زمان امام جعفر صادق(ع) پیروان مکتب اهل بیت در مقابل حاکمیت اموی و عباسی قرار داشتند و همزمان با عصر ایشان است که چهار مکتب فکری یا چهار نحله ی دینی اهل تسنن، یعنی شافعی، حنبلی، مالکی و حنفی شکل گرفتند.
  3. سالهای حد فاصل 114 تا 148 هجری که روزگار امامت امام صادق(ع) و به دنبال ایشان امام باقر(ع) است، فضای جامعه ی اسلامی در بازترین وضعیت ممکن قرار گرفته بود. امویان در جنگ برای بقا مشغول بودند. عباسیان داعیه ی گرفتن حق اهل بیت و مدعی خویش و قومی با ایشان را داشتند و با همین شعار هم بر امویان غالب شدند. هر چند بعدها به دشمن شماره یک خاندان علوی و اهل بیت مکرم ایشان مبدل گشتند.
  4. در فضای آزادی که ایجاد شد، مکتب شیعه ی جعفری به دست با کفایت امام صادق(ع) شکل گرفت. به طوری که شاگردان ایشان را بیش از چهار هزار نفر دانسته اند. امروز بیشترین روایات و احادیثی که منشاء بیان احکام، تبیین اعتقادات و ترسیم سبک زندگی شیعیان است، از این امام همام می باشد. بیشترین مباحثه های علمی و روشنگری های اعتقادی در مقابل مکاتب چهار گانه فوق الذکر و همچنین مکاتب دگراندیش آن زمان نظیر نهضت ترجمه متون یونانی که در قرن دوم هجری وارد فضای فکری جامعه اسلامی شد، توسط امام جعفرصادق(ع) پاسخ داده شده اند. این است راز اینکه چرا ما امروز شیعه جعفری نامیده می شویم و ایشان رئیس مذهب شیعه شمرده می شوند.
  5. اما مطلب حیاتی تر و کاربردی تر برای زندگی امروز ما این است که چگونه می توان شیعه جعفری شد؟ شیعه جعفری ماند؟ و شیعه جعفری را در جهان مدرن جاری نمود. پاسخ امام صادق(ع): کونوا دُعاهً لِلنّاسِ بِغَیرِ ألسِنَتِکُم، لِیَرَوا مِنکُمُ الوَرَعَ وَالاِجتِهادَ وَالصَّلاهَ وَالخَیرَ، فَإِنَّ ذلِکَ داعِیَهٌ «مردم را با غیر زبان خود [به مذهب ما] دعوت کنید، تا پارسایى و سخت کوشى، نماز و خوبى را [در عمل] از شما ببینند؛ زیرا اینها، خود بهترین مبلّغ­ها هستند.» نکته بعدی هم از کلام همین امام همام اینکه: یا مَعْشَر الشِّیعَهِ إنَّکمْ قَدْ نُسِبْتُمْ إلَینا کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً «ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید، پس در عمل مایه زینت ما باشید، و مایه آبروریزی ما نباشید.»
  6. از اینجا به بعد صحبت از شیعگی در ورطه اقدام و عملِ متعهدانه است. همانجایی که شیعگی تنها نماز و روزه نیست و آب زلال معرفت اهل بیت، تنها درون کوزه نیست. همانجایی است که بایستی از لب قرآن ناطق نظم را آویزه گوش کرد و خویشتن داری الهی را پیشه نمود. اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم.

شیعگی در جود و احسان و عطا و انفاق الهی تجلی پیدا می کند و راه بندگی شیعیان از میان بندگان خدا می گذرد. در اموال ایشان حقی معلوم برای سائل و محروم قرار دارد. به قول امروزی ها، زندگی شیعیان سرریز اجتماعی دارد و بین ده تا بیست و پنج درصد درآمد و همه ی برخورداری های مادی و معنوی خویش را ماهیانه، تقدیم دهک هایی می کنند که از آنها ضعیف تر یا گرفتارترند. لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ «هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید.»

  1. چگونه شیعه ماندن به تعبیر مرحوم مطهری در جاذبه حداکثری و دافعه حداقلی معنا پیدا می کند و شیعه در هجرتی مستمر “از من تا به او” صد بیابان را جستجو می نماید و خود بارشِ ابر کرامت، بر کویر و تجلی عدل، احسان، وقار، شجاعت، خویشتن داری، انصاف، وفای به عهد، پاک دستی، پاک دامنی، درست کاری، درست کرداری، مروت ، مردم داری می شود.
  2. شیعه شمع بیت المال را خاموش می کند. با قلم سازمان قدمی برای خویش بر نمی دارد. شیعه این تجمل ها را قاتل جان خود می شمارد. از خشمِ حق پروا می کند. این دو روز عمر را مولایی می شود. همچون موج رو به بالا می رود. اطرافش را نور باران می کند و خاک را همچون باران، غرق بهاران می نماید.

باران که شدی، مپرس این خانه ی کیست /  سقفِ حرم و مسجد و میخانه، یکیست

باران که شدی، پیاله ها را نشمار / جام و قدح و کاسه و پیمانه، یکیست

  1. شیعه در ورطه اقدام و عمل گاهی وعده ای را با نان جو سر می کند. یک کاسه شیر را بین نان خشک خود با یک یتیم، مسکین و اسیر تقسیم می نماید. شیعه از قرآن فقط نقش مرکب را نمی خواند، بلکه به آیه آیه یِ قرآن می اندیشد. از آن عبرت و الگو می گیرد و در عمل از صبحگاه تا شامگاه او تواضع، ادب، وقت شناسی، زکات اجتماعی، خیرخواهی و خیر رسانی، نیکوکرداری، خوش خلقی، پاک طینتی و علی گونگی را می بینند، لمس می کنند و از وجود نورانی اش جرعه جرعه شیعگی را می نوشند.
  2. آری چگونه شیعه مکتب جعفری ماندن بسیار سخت تر، مستمرتر و پیچیده تر از دانستن چراییِ شیعه جعفری نامیده شدن، می باشد. زیرا عالمانِ بی عمل، همچون زنبور بی عسل اند که دانسته هایشان هیچ و پوچ می شود. شیعگی با دغدغه و خون دل خوردن دائمی برای بهتر شدن خودمان و پیشرفت اجتماع شیعیان، جامعه مسلمانان و مردم کشور عزیز ایران تجلی پیدا می کند. از یاد نبریم؛ پیشرفت ما در گرو پیشرفت یکایک همه ی ما با همدیگر است. بالاترین پیشرفت ها تجلّیِ معارف غنی فرهنگ شیعی جعفری و تعالیم متعالی اسلام در مسیر خلقِ آسایش و کسبِ آرامش برای یکایک انسان ها است. با هم حرکت کنیم، با هم قوی تریم. شیعگی را دوباره از نو در عمل معنا کنیم. از یاد نبریم: یا مَعْشَر الشِّیعَهِ إنَّکمْ قَدْ نُسِبْتُمْ إلَینا کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً «ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید، پس در عمل مایه زینت ما باشید، و مایه آبروریزی ما نباشید ».

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.